|
وبلاگ سرگرمی ترنم
|
||
|
(!ساعتها طول میکشه از این وبلاگ دل بکنی) |
| |||
| كودك 8 ساله با نوشتن نامهای از قاضی دادگاه خانواده خواست تا پدر و مادرش را كه مدتی قبل از هم جدا شدهاند، آشتی دهد. | |||
|
«سلام آقای قاضی، من ساناز 8ساله هستم و میخواهم مادر و پدرم با یكدیگر زندگی كنند. ما مثل زنبورهای عسل هستیم كه برای ساختن خانهمان به یكدیگر احتیاج داریم. من دوست ندارم پدر و مادرم از یكدیگر جدا زندگی كنند. من هر دوی آنها را در كنار هم احتیاج دارم». این جملات، بخشی از نامه دختربچه 8 سالهای است كه چند روز پیش در اختیار قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده قرار گرفت. در كنار این نامه یك نقاشی به چشم میخورد كه تصویر چند زنبور عسل و گل را نشان میداد و دختر خردسال در آن از قاضی خواسته بود تا پدر و مادرش را با هم آشتی دهد. قاضی عموزادی با اعلام این خبر به همشهری گفت: یك سال پیش زوج جوانی به دادگاه خانواده مراجعه كردند و به خاطر نداشتن تفاهم از یكدیگر جدا شدند. در این بین حضانت تنها فرزند آنها به نام ساناز به پدر داده شد و این كودك زندگی با پدرش را آغاز كرد. با توجه به محتویات پرونده به مادر نیز اجازه داده شد تا فرزندش را هفتهای یكبار ملاقات كند. وی ادامه داد: ارتباط بین مادر و فرزند ادامه داشت تا اینكه چندی قبل نامهای از این دختر بچه به شعبه 268 دادگاه خانواده ارسال شد. وقتی نامه را باز كردم با كمال تعجب با یك نقاشی و جملاتی كه زیر نقاشی نوشته شده بود، روبهرو شدم كه ساناز آن را برایم ارسال كرده بود. قاضی عموزادی افزود: بهدنبال دریافت این نامه، مادر و پدر ساناز برای مشاوره به دادگاه خانواده احضار شدند. مادر ساناز صبح دیروز با حضور در دادگاه گفت كه بهخاطر نداشتن تفاهم بهصورت توافقی از همسرش جدا شده اما هماكنون با توجه به اینكه دخترش از این وضعیت خسته شده حاضر است به خاطر وی دوباره زندگی مشتركش را آغاز كند. قاضی شعبه 268 دادگاه خانواده با توجه به اظهارات زن جوان دستور احضار پدر خانواده را نیز صادر كرد تا درصورت موافقت او، زندگی آنها بار دیگر در كنار هم ادامه پیدا كند. قاضی عموزادی همچنین با اشاره به اینكه زوجهایی كه دارای مشكلات هستند و تصمیم به جدایی میگیرند باید تمام جوانب كار را مد نظر داشته باشند، یادآور شد: زوجهای جوان با كمی گذشت میتوانند نه تنها برای خود بلكه برای فرزندانشان نیز زندگی و آینده خوبی را رقم بزنند. وی ادامه داد: درست است كه ساناز دختر كوچكی است اما او همه چیز را میفهمد و میداند كه اختلاف پدر و مادرش باعث جدایی آنها شده است و او تنها وقتی احساس خوشبختی خواهد كرد كه هر دوی آنها را در كنار هم داشته باشد. | |||
|
|